همسایه‌های غریبه؛ چرا روابط همسایگی کمرنگ شده است؟

محسن عابدینی، دایره خبر؛ روزی نه‌چندان دور، همسایه فقط کسی نبود که دیوار خانه‌اش با خانه ما مشترک باشد. همسایه بخشی از زندگی روزمره بود؛ کسی که اگر چیزی کم داشتی، در خانه‌اش را می‌زدی، اگر بیمار می‌شدی سراغت را می‌گرفت و در شادی‌ها و نگرانی‌ها کنار خانواده‌ات بود. اما امروز بسیاری از ساکنان یک ساختمان ممکن است سال‌ها کنار یکدیگر زندگی کنند، بدون اینکه حتی نام یکدیگر را بدانند.

تغییر شکل خانه‌ها و گسترش آپارتمان‌نشینی یکی از عواملی است که سبک روابط همسایگی را تغییر داده است. زندگی در ساختمان‌های بزرگ با تعداد زیادی واحد مسکونی، رفت‌وآمد بیشتر و مشغله‌های روزمره باعث شده ارتباط میان همسایه‌ها در بسیاری از موارد به سلامی کوتاه در آسانسور یا گفت‌وگویی درباره شارژ ساختمان محدود شود. البته آپارتمان‌نشینی به خودی خود به معنای از بین رفتن روابط همسایگی نیست؛ اما نوع و فرصت ارتباط را تغییر داده است.

همسایه‌های غریبه؛ چرا روابط همسایگی کمرنگ شده است؟

زندگی شهری امروز با سرعت زیادی پیش می‌رود. ساعت‌های طولانی کار، رفت‌وآمد، تحصیل، مسئولیت‌های خانوادگی و استفاده گسترده از فضای مجازی، زمان کمتری برای ارتباطات حضوری باقی می‌گذارد. گاهی افراد حتی برای ارتباط با دوستان و اعضای خانواده نیز زمان کافی ندارند؛ طبیعی است که ارتباط با همسایه در اولویت پایین‌تری قرار بگیرد.در برخی ساختمان‌ها، شناخت همسایه‌ها به صداهایی که از واحدهای اطراف شنیده می‌شود، جای پارک خودرو یا زمان ورود و خروج محدود شده است. ممکن است فردی سال‌ها در واحد کناری زندگی کند اما هیچ‌کس نداند شغل او چیست، چه دغدغه‌هایی دارد یا حتی نامش چیست. این ناشناختگی گاهی می‌تواند احساس بیگانگی در محل زندگی ایجاد کند؛ جایی که قرار است خانه و محله، یکی از مهم‌ترین محیط‌های ارتباطی انسان باشد.شبکه‌های اجتماعی ارتباط با افرادی را که کیلومترها دورتر هستند آسان کرده‌اند، اما در مقابل، ممکن است ارتباط با کسانی که چند متر آن‌طرف‌تر زندگی می‌کنند کمتر شود. امروز شاید بتوانیم در چند ثانیه با دوست یا فامیلی در شهر دیگری صحبت کنیم، اما برای یک گفت‌وگوی کوتاه با همسایه دیواربه‌دیوارمان فرصت نداشته باشیم.این تناقض، یکی از ویژگی‌های زندگی اجتماعی در عصر ارتباطات است: آدم‌ها از نظر فناوری به یکدیگر نزدیک‌تر شده‌اند، اما این الزاماً به معنای ارتباط اجتماعی بیشتر در محیط زندگی نیست.

با وجود همه این تغییرات، روابط همسایگی از بین نرفته است. در بسیاری از محله‌ها هنوز همسایه‌ها در شرایط سخت به کمک یکدیگر می‌آیند، برای سالمندان خرید می‌کنند، در برنامه‌های محله مشارکت دارند یا مناسبت‌ها را کنار هم برگزار می‌کنند. شاید مسئله اصلی، بازگشت به شکل قدیمی همسایه‌داری نباشد؛ بلکه پیدا کردن شکل جدیدی از ارتباط متناسب با زندگی امروز باشد. یک سلام، یک گفت‌وگوی کوتاه، مشارکت در امور ساختمان یا محله و شناختن آدم‌هایی که هر روز در کنارشان زندگی می‌کنیم، می‌تواند آغاز یک رابطه اجتماعی باشد. خانه فقط چهار دیوار نیست. بخشی از احساس امنیت و تعلق ما به آدم‌هایی مربوط می‌شود که اطرافمان زندگی می‌کنند. شاید بد نباشد گاهی به جای نگاه‌کردن به صفحه تلفن همراه هنگام ورود به آسانسور، سرمان را بالا بیاوریم و به همسایه‌ای سلام کنیم که شاید سال‌هاست چند قدم بیشتر با ما فاصله ندارد.

در نهایت، همسایه‌داری شاید دیگر شکل گذشته را نداشته باشد، اما نیاز انسان به ارتباط، همدلی و احساس تعلق همچنان پابرجاست. شهرهای بزرگ و زندگی پرمشغله، فاصله‌های زیادی میان آدم‌ها ایجاد کرده‌اند؛ فاصله‌هایی که همیشه با چند متر یا چند دیوار سنجیده نمی‌شوند. شاید برای ساختن دوباره روابط همسایگی، نیازی به اتفاق بزرگی نباشد؛ گاهی یک سلام، یک احوالپرسی یا چند دقیقه گفت‌وگو کافی است تا آدم‌هایی که سال‌ها در کنار هم زندگی کرده‌اند، از همسایه به آشنا و از آشنا به بخشی از یک جامعه کوچک تبدیل شوند. شاید آغاز تغییر، همین قدم‌های ساده‌ای باشد که از کنار هم بودن، دوباره با هم بودن می‌سازد.